خرید بک لینک
سلام دوستان عزيزم .. اميدوارم حال همتون عالي باشه ممنونم كه منو براي خوندن سرگذشت زندگيم همراهي كرديد و وقت گذاشتيد . ميدونيد روياي زندگي چيزي نيست كه يه جايي از سن و سال متوقف بشه ! يه دكتر عزيزي بود كه تو سن 37 سالگي خيلي ناجوانمردانه از صحنه زندگي محو شد ... دكتر يه شعار قشنگي داشت كه براي هميشه تو ذهن من نقش بسته . ميگفت : تا وقتيكه زنده اي ، يادت نره زندگي..... روحش شاد منم با وجود ضربه اي كه خورده بودم ولي اميد به زندگي درونم زنده بود .

برچسب: نویسنده: علی نیکنام تاريخ: يکشنبه 14 ارديبهشت 1399 ساعت: 10:56

سلام دوستان عزيزم ازين قسمتِ سرگذشتم مجبور هستم رمز دار بنويسم .. چون شخصي كه دربارش مينويسم از فعالان حوزه وبلاگ نويسي هست . هر عزيزي دوست داشت دنبال كنه رمز رو خدمتش خواهم گفت . ازينكه هستيد ممنونم ...

برچسب: نویسنده: علی نیکنام تاريخ: يکشنبه 14 ارديبهشت 1399 ساعت: 10:56

سلام به دوستان خوبم .. با آرزوي سلامتي براي همه شما همراهان عزيزم ... تصور ميكنم پست آخرم كمي مبهم بود و شما عزيزان متعجب شديد . هم از برخوردم و هم از آخر ماجرا. خواستم توضيحي بدم . اول اينكه داستان من و ايشون تموم نشد و در واقع ماجرا وقتي شروع كه بعد 8 ماه برگشتن .. و دوم ، من با اون اقدام فقط قصد داشتم عكس العمل ايشون رو ببينم و جواب سوالهامو بگيرم ( يك نكته هم بگم خدمتتون : من قطعا ريز ريز برخوردها و صحبتها رو اينجا نميارم .

برچسب: نویسنده: علی نیکنام تاريخ: يکشنبه 14 ارديبهشت 1399 ساعت: 10:56

سلام .. قول ميدم زود تمومش كنم و بيشتر ازين مزاحمتون نشم :)

برچسب: نویسنده: علی نیکنام تاريخ: يکشنبه 14 ارديبهشت 1399 ساعت: 10:56

پست بعدي آخرين پست من هست دوستان عزيزم .. ممنون از حضورتون

برچسب: نویسنده: علی نیکنام تاريخ: يکشنبه 14 ارديبهشت 1399 ساعت: 10:56

صفحه بندی